|
صفحه اول »
گاهنامه »
میراث فرهنگی و طبیعی - Cultural & natural heritage »
جغرافیای طبیعی الموت و رودبار
|
|
7/15/2008 2:38:22 PM - 1387/4/25
جغرافیای طبیعی الموت و رودبار
 |
جغرافیایی طبیعی الموت و رودبار تحقیق از علی حیاتی الموت و رودبار با پیشینه ی كهن تاریخی، قسمتی از سرزمین كهن ایران است، كه تمامت پهنه ی آن در گذشته بسیار دور، رودبار شاهرود خوانده می شد. و آن قسمتی از پیكرهی پهناور دیلم بوده ، این سرزمین از لحاظ وضعیت جغرافیایی دارای ویژگی و مزایای خاصی بوده كه در طول تاریخ همواره مورد توجه قرار گرفته است. این سامان تا مدتهای زیادی مركز حكومت دیلم و محل سكونت پادشاهان بوده است و این ارزش را تا دوران اسلام حفظ كرده است و بعد از اسلام نیز توسط حكومتهای محلی و عاملان حكومتی دیلمان و طبرستان اداره می شد. تا این كه از سال 483 ق، دوران خداوندان الموت، به كانون فرماندهی اسماعیلیان نزاری تبدیل شد و الموت به اوج قدرت خود رسید. البته این سرزمین شهرت خود را وام دار دو دوره از تاریخ است. دورهای كه مركز سرزمین دیلم بوده است شهرت و شجاعت دیلمیان زبان زد خاص و عام بوده، و دوره دیگر حضور اسماعیلیه نزاری با ورود حسن صباح در الموت و توسعه آن تا خارج از مرزهای ایران مزید علت گردید. تا این كه امروزه این تاریخ شهرت جهانی پیدا كرده است. وضعیت جغرافیایی و عوامل طبیعی دیلمان بزرگ و سلحشوری و جدا سری ساكنان آن، خاصه در این سرزمین بسیار مورد توجه قرار گرفته و بر سر آن رقابت های زیادی صورت پذیرفته است. در جریان این كشمكش ها نیز همواره دست به دست می شده است.
- موقعیت طبیعی الموت و رودبار سرزمینی است در شمال شرقی استان قزوین با برخورداری از تنوع اقلیمی قابل ملاحظه كه سبب ایجاد قابلیتهای ویژه در آن شده است . الموت و رودبار از نظر تقسیمات استانی دو منطقه همسایه به حساب می آمدند كه در گذشته یك سرزمین واحد به نام رودبارِ الموت ، و در پیش از آن نیز رودبارِ شاهرود خوانده میشد. سپس این سرزمین به دو منطقه رودبار شهرستان و رودبارالموت در آمد و هم اکنون به نام رودبار الموت شرقی و رودبار الموت غربی (رودبار شهرستان سابق ) خوانده می شود . این سرزمین از طرف شمال به دهستان های دو هزار و سه هزار تنكابن استان مازندران و اشكور استان گیلان، از طرف جنوب به طالقان و كوه های شمال شهر قزوین، از طرف شرق به گردنه های شیر بَشم تنكابن استان مازندران و از طرف غرب به دیلمان فعلی و عمارلو از استان گیلان متصل است ؛كه در دامنه كوه های سر به فلك كشیده البرز مركزی و در حاشیه ی دره بزرگ شاهرود به مختصات 55/49 و 44/50 درجه طول و 37/36 و 22/36 درجه عرض جغرافیایی واقع شده است. طبق آمار نامه سال 1380 ش استان قزوین این سرزمین 5909/2036 كیلومتر مربع مساحت دارد و 261 پارچه آبادی را در بر می گیرد، كه 52 روستای آن خالی از سكنه شده است. - اقلیم این سرزمین كوهستانی كه تمامی اراضی آن در ارتفاعات البرز واقع شده است وسعت قابل توجهی را در بر دارد. اقلیم فوق از تنوع و قابلیتهای طبیعی خاصی برخوردار میباشد. قسمتی از این سرزمین كه در كناره های دره ی بزرگ شاهرود قرار گرفته گرمسیر تر از قسمت های كوهپایه ای و ارتفاعات آن میباشد. با این كه این مناطق خیلی به هم نزدیك هستند و فاصله مكانی زیادی بین این دو وضع آب و هوایی وجود ندارد، تغییر دمایی قابل ملاحظه ای مشاهده میشود . آن گونه كه در فصل زمستان اراضی كوهپایهای آن بسیار سرد و پر برف و یخبندان و تابستانی خنک و مطبوع دارد وهر چه از ناحیه های مرتفع به کناره های شاهرود نزدیک تر می شویم از سرمای هوا کاسته به گونه ای که زمستانی گرم تر از کوهپایه ها و تابستانی گرم دارد . میانگین دمای سالانه الموت و رودبار5/5 درجه سانتیگراد و میانگین بارندگی سالانه آن/405میلی متر میباشد (سازمان حفاظت محیط زیست،1378،ص -) - نام و نشان الموت ، هم نام بخشی از سرزمین رودبارالموت است و هم نام قلعه ای است كه در این منطقه قرار دارد. الموت واژه ای است فارسی كه در گذشته «آله آموت» بوده است. بعضی فرهنگ ها و تاریخ های كهن موجود، «آله آموت» را از دو جزء «آله» به معنی عقاب و «آموت» به معنی آموخت از مصدر آموختن می دانند. كه معنی لغوی آن «عقاب آموخت» است. با توجه به این مفهوم می توان چنین نتیجه گرفت كه عقاب در كوهستان ها بر بلند ترین و محصور ترین نقاط آشیانه دارد و برای آموزش پرواز به جوجههای خود از بلندی استفاده می كند و «آموت» در منابع به معنی و مفهوم آشیانه یا مكان آموزش پرواز ذكر شده است. در منابع از زمان ساخت قلعه الموت اطلاع دقیقی در دست نیست. گروهی ساخت آن را توسط الداعی الی الحق حسن بن زید الباقری به سال 246 ق در زمان متوكّل خلیفه عباسی می دانند و گروهی دیگر ساخت این قلعه را توسط یكی از فرمانروایان دیلم دانستهاند . قلعه الموت در حال حاضر در سرزمینی كوهستانی الموت قرار دارد. ولیكن تمام سرزمینی كه امروز به نام رودبار الموت معروف است، در گذشته بسیار دور تا قرن هشتم قمری و حتی پس از آن نیز به نام رودبار خوانده میشد و این نام را به واسطه وجود رودهای زیادی كه از كوه های آن در جریان است به خود گرفته، چون همه این رودها به یك رود اصلی و بزرگ تبدیل میشوند و آن رود را شاهرود نام نهاده و چون از وسط سرزمین رودبار میگذرد، این سرزمین رودبار شاهرود نام گرفته است. رودبار شاهرود در دوره پیش از اسلام و پس از آن تا زمان حكومت سلجوقیان بخشی از سرزمین دیلم بزرگ محسوب میشد و زمانی نیز بخش وسیعی از رویان تبرستان بوده، جوینی «شهرك رودبار» را در ایام پیش از اسلام و بعد از اسلام تا پیش از حكومت سلجوقیان مركز تمام دیلم دانسته است. (جوینی، 1367،ج، ص 268) این سرزمین گاهی خود دیلمان ـ دیلمان اصلی ـ، مدت زیادی مركز و پایتخت دیلمان و گاهی جزوی از دیلمان و زمانی بخشی از رویان تبرستان و زمانی نیز جزو قزوین و ری به شمار رفته است. تا این كه سرانجام به قزوین پیوسته است . در زمان حكومت اسماعیلیان در رودبار شاهرود و شهرت زیاد قلعه الموت، نام این قلعه بر بخشی از این سرزمین نهاده شد. معروفیت قلعه الموت و شهرت یافتن خداوندان الموت سبب گردید كه تمام سرزمین رودبار شاهرود به نام رودبار الموت معروف و شناخته شود . - موقعیت سوقالجیشی رودبار والموت در موقعیت سوقالجیشی خاص و منحصر به فردی در پهنه جغرافیایی ایران ،قرار دارد و به این علت همواره مورد توجه بوده است. درههای تنگ و ژرف در سراسر آن، كوههای مرتفع عبورناپذیر، گردنههای دشوار گذر و دور از دست رس ، تغییر دما و زودرس بودن سرما و طولانی بودن آن در ارتفاعات و گذرگاه ها، به همراه فراوانی بارش برف كه باعث كندی تردد و حتی بسته شدن مسیر گذرها می شده است ؛ سبب شده كه بسیاری از مبارزان، مدافعان وطنخواه و شورشیان فراری از حکومت های وقت ، آن جا را پناهگاهی امن برای ادامه مبارزه و فعالیت های خود انتخاب کرده تا در پناه این سرزمین، نقشههای خود را عملی سازند. این سرزمین كوهستانی از یك طرف به واسطه ی كوههای بلند و درههای عمیق و هولناك خود و از طرف دیگر وضعیت طبیعی صعب العبور اماكن اطراف، در موقعیت ویژهای قرار گرفته است . بخشی از رشته كوه های اصلی البرز، حد فاصل بین این سرزمین و دریای خزر است با قامتی برافراشته مانع نفوذ مهاجمان ساحلی بوده، رشتهكوه های شمالی ساوجبلاغ، فشكلدره، قزوین و طالقان، این سرزمین را از جلگه ری و قزوین جدا كرده است. و همه این عوامل دست به دست هم داده تا مواضع سوقالجیشی این سرزمین مستحكم تر شود. وجود صخره های بزرگ و دژهای مستحكم بر روی آن ها، در دل كوه ها و گردنه های وصف ناپذیر، برای حمل و نقل وسایل جنگی هیچ مساعد نبوده و سبب شده كه راه یافتن به این سرزمین و دست رسی به قلعه های موجود در آن كاری بسیار دشوار باشد و اگر هم لشكریانی به پای این قلعه ها می رسیدند، تصرف آن ها كاری غیر ممكن بود، مگر که شاید با محاصره طولانی می توانستند به آن دست یابند. در این هنگام نیز با كمی پایداری و مقاومت قلعه نشینان، تا رسیدن فصل سرما، نیروی قاهر طبیعت با تمام قدرتش به یاری مردان كوهستان میآمد و سرمای طاقت فرسا و برف سنگین و آب و هوای خشن، محاصره كنندگان را از پا در می آورد، و آن ها را از آنجا بیرون می راند(ستوده، 1345، صص 6 و 7) . - راهها منطقه های كوهستانی رودبار الموت و رودبار شهرستان، حد فاصل بین تنكابن، رودسر، لنكرود، قزوین و طالقان است. از دیر باز برای ایجاد ارتباط میان ناحیه جنگلی و ساحلی دریای خزر با دشت این سوی ارتفاعات از راههای موجود در میان دره های تنگ این سرزمین كوهستانی استفاده می شده است. تا گذشته ای نه چندان دور از طریق راه های كوهستانی این سرزمین روابط سیاسی، اقتصادی و نظامی مستقیمی بین شهر قزوین و شهرهای شمالی وجود داشته است. آن ها از طریق این راه ها می توانستند با هم ارتباط داشته باشند (ورجاوند، 1374، ص 173) . با همسایه و هم مرز بودن تمام اراضی شمالی الموت و رودبار با گیلان و مازندران و رفت و آمد روستاهای نزدیك، راه های مالروی زیادی از این سرزمین به این دو استان وجود داشته ، ولی راه های اصلی مالرویی كه به قزوین منتهی می شده است عبارت است از: راهی كه از قزوین به تنكابن می رسد: ـ قزوین ـ امام زاده اباذر ـ اكبر آباد ـ گردنه شیر كوه ـ باغدشت ـ شهرك ـ گرما رود ـ پیچ بن ـ گردنه سلمبار ـ مران ـ قاضی محله ـ سریالان ـ سراسب ـ خرم آباد ـ تنكابن. ـ قزوین ـ رشتقون ـ رزجرد ـ گردنه ـ سیمیار ـ كارنده چال (كارمچال) ـ رودخانه شاهرود ـ سرخ دزدك ـ مزرعه (مزرع) ـ معدن نمك ـ آیین ـ كوشك ـ اُوان ـ گردنه زیور چال (اردی) ـ میچ ـ لاكتراشان ـ دیمرون ـ خرم سرا ـ تنكابن. راهی كه از قزوین به رحیمآباد و كلاچای میرسد: ـ قزوین ـ باراجین ـ زرشك ـ بهرام آباد ـ هیر ـ خرم دشت ـ سیارده تا رحیم آباد و كلا چای ـ قزوین ـ رشتقون ـ رزجرد ـ گردنه ـ سیمیار و باغستان ـ كارنده چال ـ رودخانه شاهرود ـ وشته ـ كوه سیاه چوره ـ پازن ـ مارینه ـ تمل و از طریق درههای اشكور تا رحیم آباد و كلاچای راهی دیگر كه از قزوین تا گردنه زیور چال (اردی) به میچ میرسد. و از آنجا دو راه میشود یكی به رامسر و دیگری به رحیم آباد و كلاچای میرسد. راه دوم از میچ به مارینه ـ تمل و پس از گذر از درههای اشكور تا رحیم آباد و كلا چای ادامه مییابد. -راهی كه از قزوین به رامسر میرسد. از قزوین تا گردنه زیور چال و سپس میچ و بعد از آن به جنت رودبار میرود و از آنجا به باغدشت ـ جواهر ده ـ آخوند محله و به رامسر میرسد. در حال حاضر برای رسیدن به سرزمین رودبار الموت و رودبار شهرستان با وسیله نقلیه چهار راه وجود دارد: 1ـ راه قدیمی معروف به جاده اكبرآباد كه از سمت راست كیلومتر 119 آزاد راه تهران ـ قزوین، از كنار قهوهخانه ده حصار خروان شروع و از شیركوه گذشته به شهرك كه جاده اصلی الموت میباشد میرسد. این راه به علت خرابی، كمتر مورد استفاده قرار میگیرد. 2ـ راه كورانه، جاده آسفالتهای كه از قزوین، رشتقون و رزجرد وارد منطقه رودبار الموت غربی (رودبار شهرستان سابق ) شده و پس از گذشتن از قسطین لار و سیاه دشت (رجایی دشت) در گرمارود پایین وارد منطقه رودبار الموت می شود. و پس از آن به شهر معلم كلایه و تا به انتهای الموت میرسد. این مسیر از قزوین تا الموت، بیشتر مسیر آسفالت میباشد، و حتی بیشتر مسیرهای فرعی آن نیز آسفالت است. و قابل ذكر است كه این جاده از گرمارود الموت به طرف پیچ بن در حال احداث میباشد كه از گردنه سلمبار به قاضی محله وتنكابن وصل می شود. 3ـ راه باراجین، جاده آسفالتهای كه از قزوین، باراجین و زرشك گذشته ، و از كامان وارد سرزمین رودبار شهرستان میشود، و از آنجا به فلار و بهرام آباد و وارد شهر رازمیان شده و از آن جا تا سیاه دشت (رجایی دشت) ادامه پیدا میكند، و از آن جا وارد جادهای میشود كه به طرف رودبار الموت میرود. این جاده نیز از رازمیان به روستای هیر متصل و از آن جا نیز به طرف استان گیلان ادامه پیدا می كند. این جاده تا هیر آسفالت است و از هیر تا سیار ده گیلان در حال احداث می باشد. 4- راه آلولك ، جاده ی آسفالته ای كه از قزوین به آلولك و از آن جا گذشته و از سوتهكش وارد سرزمین رودبار شهرستان می شود.
|
|
پشتیبانی مالی
(Donation)
تماس با شورای مدیران
(Contact us)
امتیاز
(Rate)
: 
|