|
صفحه اول »
گاهنامه »
میراث فرهنگی و طبیعی - Cultural & natural heritage »
جغرافیای انسانی الموت و رودبار
|
|
7/15/2008 2:43:24 PM - 1387/4/25
جغرافیای انسانی الموت و رودبار
 |
جغرافیای انسانی رودبار والموت تحقیق از علی حیاتی با وجود شرایط زیستی مناسب در بسیاری از دامنه های البرز و شواهد حضور انسان كهن درآن، خاستگاه انسانی و ریشه نژادی مردمان الموت و رودبار را می توان در پیشینه ی تاریخی و نژادی ساكنان كهن البرز جستجو كرد. الموت و رودبار بخشی از سرزمین دیلم بوده و دیلم در پیش از اسلام و پس از آن نیز مستقل از سلسله پادشاهان و امپراتوری ایران رها و آزاد می زیسته است. الموت و رودبار در پیش از اسلام تختگاه دیلم بوده وبعد از اسلام ، نیز تا اواخر قرن چهارم قمری این ارزش را حفظ كرده است. - خاستگاه انسانی البرز با دارا بودن كوه ها، كوهپایه ها، دره ها، جنگل ها و دامنه های مناسب و داشتن شرایط زیستی مطلوب و قرارگیری بین دو اثر طبیعی مهم دریا در شمال و دشت ها در جنوب از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار است كه احتمال حضور انسان را در خود امكان پذیر می كرده است. سرزمین الموت و رودبار كه در قلب البرز جای دارد به ناچار گذرگاهی برای رفت و آمد ساكنان شمالی البرز و دشتهای جنوبی آن بوده و هست. این سرزمین با دارا بودن آبهای جاری مطلوب و شكارگاه های مناسب ، مكان درخور توجه ای برای زندگی انسانی بوده است، چه بسا كه پای انسان اولیه نیز به این سرزمین باز شده باشد. و در هنگام رفت و آمد ها از این گذرگاه ، حداقل در فصلهای مناسب آب و هوایی در آنجا سكونت گزیده و یا از روی اجبار و اضطرار در آن پناه گرفته باشد. با توجه به قرارگیری و موقعیت رودبار الموت در دل البرز، در پناه كوه های بلند و دره های عمیق دشوار گذر، همیشه حكم خویشكاری پناه دهندگی داشته و نه تنها گذرگاه انسان كهن بل كه پناهگاه امنی برای فرزندان وی بوده است. مردمانی كه اكنون در سراسر این سرزمین زندگی می كنند بازمانده نسل بومیان دوران كهن و مهاجرانی هستند كه از روی اجبار یا اختیار به این سرزمین مهاجرت كرده اند. قبایل هندو ایرانی كه در هزاره دوم قبل از میلاد از سرزمینهای میانی دو رود سیحون (سیردریا) و جیحون (آمو دریا) برای بدست آوردن زمین های حاصلخیزتر كوچ کردند و وارد سرزمینهای شمالی از جمله كناره های دریای خزر شدند. گروه هایی از این کوچندگان با استفاده از راه های ارتباطی شمال به جنوب البرز كوه از جنگلها و آخرین لبه های مرزی گیلان گذشته و در دیلمستان كه تا دامنه های البرز كوه ادامه می یافت سكنا گزیدند (سرتیپپور، 1356، صص 102 ـ 112) . مهاجران دیگر مزدكیانی بودند كه در آخر سال های سلطنت قباد و خسرو انوشیروان گریخته و به دیلم كه سرزمینی مستقل و جدا از تسلط پادشاهان ایران بود پناهنده شدند. و البته پیش از آن ها زرتشتیانی به آیین مزدك گرویده بودند و آن ها تا مدت های زیادی حتی پس از ظهور اسلام نیز در این سرزمین زندگی می كرده اند. مولف الفهرست در قرن چهارم نوشته است: «مزدكیان در آذربایجان، ارمنستان، دیلم، همدان، دینور، اصفهان و اهواز پراكنده بودند و آنها از زرتشتیانی بودند كه به مزدك گرویدند » ( ابن ندیم. 1346، ص 611) . گروه دیگر علویان، زیدیان و ساداتی بودند كه بواسطه اختلاف با حكومت وقت و فشار و سختگیری زیاد نسبت به آن ها از دیار خود گریخته و به این سامان پناهنده شدند. به احتمال زیاد قومی از اسماعیلیان نیز بعد از به قدرت رسیدن فرقه ی اسماعیلیه به این سرزمین مهاجرت كرده باشند. آخرین مهاجرانی كه به این سرزمین وارد شدند، كردها، ترك ها و لرهایی بودند كه از دوران صفویه و قاجاریه به این سرزمین كوچ داده شدند (رشوند، 1376، صص 23 ـ 56) . با توجه به تحقیقات به عمل آمده به نظر میرسد كه در سرزمین رودبار الموت و رودبار شهرستان هیچ زرتشتی، مزدكی یا اسماعیلی ای وجود ندارد. شاید آن ها با گذشت زمان طولانی زندگی در این سرزمین به دین و مذهب غالب منطقه روی آورده ، و یا به خاطر رفع شدن علت كوچ شان و یا به سبب اختلافات قومی و مذهبی از این سرزمین رفته اند. اما طایفه های كرد و ترك و لرها كه از زمان صفویه به دستور شاه عباس اول تا زمان قاجاریه به دستور آقا محمد خان به این سرزمین آمده و در آنجا ساكن شده بودند با پایان یافتن حكومت قاجاریه گروهی به سرزمین خود بازگشتند و آن ها كه در این سرزمین مقیم شدند از زندگی ایلی خود اندك اندك فاصله گرفته و به شیوه زندگی مردم بومی منطقه روی آورده و در دوران حكومت پهلوی زندگی ایلی آن ها كم رنگ تر شد. به گونه ای كه اكنون، نوع زندگی و فعالیت شان همانند مردم بومی منطقه گردیده است. این طایفه های ساكن در منطقه رشوند، چگینی، غیاثوند، بهتویی، مافی، سیاهگالی، جیلكی، باجلان و... هستند كه در سطح تمام منطقه به طور عمده و پراكنده زندگی می كنند (ورجاوند، 1374، صص 456 ـ 459) . عمده تركها در بخش رودبار الموت در هفت روستا زندگی می كنند، كه چهار روستای مدان، هرانك، كافركش و آوه همگی از ترك ها هستند و در روستای سفید در بیشتر ، ترك ها مستقرند، و در روستاهای دهك و لامان حدوداً نیمی از آنها ترك زبان میباشند. و در بخش رودبار شهرستان ، روستای خسرود نیز از تركها میباشند. طایفه ای دیگر كه در هفده روستای این سرزمین زندگی میكنند به «مراغی» معروف می باشند. آداب و سنن و نوع زندگی آنها كمی با سایر مردم منطقه تفاوت دارد. با این كه مراغیها خود را مهاجرانی از مدینه و مراغه میدانند، و ادعا میكنند كه دست نوشته ای از قدیم دارند كه نشان دهنده ی هجرت آن ها به این سرزمین است. ولی هیچ دلیل ثابت شده ای از مهاجرت آن ها در دست نیست. - وضع اقتصادی از دیر باز بیشتر درآمد مردم این سرزمین از طریق كشاورزی و دامداری بوده ، زنبورداری نیز سالها است در میان آنها رواج دارد. و چند سالی است كه پرورش ماهی نیز به آن افزوده شده است. تعدادی از مردم نیز در ادارات دولتی از قبیل آموزش و پرورش، بانك ها، جهاد كشاورزی، شهرداری، بخش داری، اداره برق، آب و فاضلاب، درمانگاه ، مخابرات، هلال احمر و... مشغول به كاراند. گروهی نیز در كارگاه های خصوصی از قبیل چوب بری، نجاری، خیاطی، آهنگری، جوشكاری، مكانیكی، فروشگاه های گوناگون، و.... مشغول به فعالیت می باشند. گروهی از زنها نیز به كار بافتن قالی، گلیم، چادر شب و... مبادرت می ورزند. عمده محصولات این سرزمین شامل: برنج، گندم، لوبیا، جو، نخود، عدس، علوفه های دامی و میوه های درختی گردو، فندق، آلبالو، سیب، گلابی، زغال اخته ، ازگیل، زالزالك، آلو، آلوی سیاه ، انار، سنجد، انگور و... می باشد. در اطراف این باغها درختان سودمندی چون چنار، تبریزی ، سپیدار (سفیدی)، نارون (وزم)، اقاقی، بید و... را پرورش می دهند.
|
|
پشتیبانی مالی
(Donation)
تماس با شورای مدیران
(Contact us)
امتیاز
(Rate)
: 
|