در نهانی‌ترین و پوشیده‌ترین كوه‌های سر به فلك كشیده‌ی فلاتی كه از گذشته‌های دور ایران زمین نامیده شده‌، درّه‌ها و رودهایی در پای ستیغ‌هایی با شكوه آرمیده‌اند كه همواره در تاریخ بی‌كرانه‌ی خویش پناهی امن برای مردمانی بوده كه آرمان‌هایی برای جدا سری از حكومت‌های زورگو و ظالم در سر پرورانده‌اند، این جا دیار آزادگان ‌، دلاوران و جنگجویانی است كه سودای رهایی از یوغ بندگی در دل داشته‌اند. این جا هنوز می‌توان صدای سم ضربه‌ی اسبانی را شنید كه در پس هر پیچ جاده در غبار و مه فرو می‌روند و پژواك تاریخی قدوم سردارانی را كه‌، سر به پای هیچ قدرتی فرو نیاورده‌اند. سوارانی كه از گذشته‌ای بس دور پای به سرزمینی چنین بلند و دست نیافتنی نهادند تا غارها و دژهایی را هم‌چو پایگاه‌هایی استوار بر فراز قله‌هایش پی‌افكنند كه هیچ حاكمی ـ هر چند به نیرو و غرق سلیح ـ توانایی دسترسی بدان را نداشته باشد.
 

 
 
 

W3Counter
 
 

Show web site pages list

 

Send an attachment

 
 
 
 
 
 
 

صفحه اول »  رویدادها »  میراث فرهنگی و طبیعی - Cultural and natural heritage  »  اخباری از فعالیت های تازه پایگاه میراث فرهنگی الموت


1/19/2010 4:20:34 AM  -  1388/10/29


اخباری از فعالیت های تازه پایگاه میراث فرهنگی الموت

اخباری از فعالیت های تازه پایگاه میراث فرهنگی الموت


الموت، يادمان آشيانه عقاب کشف اتاق‌ها، راهروها، ورودي‌ها، فضاهاي پلكاني، و اطاق فرماندهي قلعه حسن صباح، باعث شد تا بخشي از شکوه معماري دوره سلجوقي و آجرکاري‌هاي نفيس اين دوره در قلعه الموت نيز نمايان شود. به واقع باستان‌شناسان معتقدند که آنچه کشف شده لايق فرمانده‌اي صباح و ياران‌اش بوده و از همين رو به آن آشيانه عقاب و مهمترين مرکز مقاومت فرقه اسماعيليه گفته مي‌شد.
خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه ميراث فرهنگي ـ قلعه الموت جزء مهمترين قلعه‌هاي ايراني است که در منطقه رودبار قزوين واقع شده و به دليل سکونت حسن صباح، از بزرگترين مبلغان فرقه اسماعيليه و مخالفين حاکمان بغداد و سلسله سلجوقيان به آشيانه عقاب شهرت دارد. اين دژ که بر فراز صخره‌اي منحصر‌به فرد ساخته شده امروز جزء مناطق مهم گردشگري کشور محسوب مي‌شود و ساليانه صدها هزار گردشگر داخلي و خارجي از آن ديدن مي‌کنند.
 
به گزارش CHN قلعه الموت يكي از مهم‌ترين كانون‌هاي تاريخي _ فرهنگي ايران از سده سوم هجري تا دوره صفويه محسوب مي‌شود و به شماره 7252 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است. اين دژ نخستين بار از سوي "ايوانف" شرق‌شناسي روسي تبار در سال 1336 از قسمت شمالي کشف شد و سپس سطح آن توسط پيتر ويلي شرق‌شناس در سال 1339 مورد كاوش قرار گرفت. قلعه الموت مجددا پس از انقلاب اسلامي نخستين بار از سوي فاطمه كريمي از باستان‌شناسان سازمان ميراث فرهنگي وقت كشور در بخش شمالي مورد كاوش قرار گرفت و پژوهش‌هاي باستان‌شناسي اين دژ در قالب پروژه فرهنگي _ تاريخي از سال 1379 به حميده چوپك به عنوان سرپرست سپرده شده و هنوز ادامه دارد.
 
کاوش‌هاي باستان‌شناسي قلعه الموت که تا کنون منجر به خوانا‌سازي بيش از 4 هزار متر مربع از قلعه شده، امروز بخش‌هاي مهمي از قلعه را به ما نشان مي‌دهد. پيش از اين کاوش‌ها تنها روي قلعه برآمده‌گي‌هاي چند ديوار ديده مي‌شد که چندان خوانا نبودند. اما کاوش‌ها باعث شد تا بسياري از راه‌هاي قلعه، راه‌روها، ديوارها، جرزها و اطاق‌هاي آن نمايان شود. اين کاوش‌ها باعث شد تا هر سال گردشگران با بخش‌هاي تازه‌اي از قلعه آشنا شوند و تصوير جديدي از قلعه الموت را ببينند.
 
تا کنون هفت فصل کاوش در الموت سپري شده و اکنون پرونده ثبت جهاني اين اثر ملي تهيه مي‌شود. هرچند هنوز معلوم نيست که الموت کي به فهرست ميراث جهاني مي‌پيوندد اما به گفته رئيس سازمان ميراث فرهنگي قزوين، پيش از اين گروه‌هايي از يونسکو از هسته تاريخي قزوين و الموت بازديد کردند و مقدمات اوليه را انجام گرفته است.
 
قلعه‌الموت كه دو قلعه بالا و پايين را در بر مي‌گيرد، به صورت بناي سترگي بر فراز صخره‌اي سنگي بنا شده و ديوارهاي چهارگانه آن به تبعيت از شكل و وضع صخره‌ها ساخته شده‌اند؛ از اين رو عرض آن به‌خصوص در قسمت‌هاي مختلف فرق مي‌كند.
 
از برج‌هاي قلعه، سه برج گوشه‌هاي شمالي و جنوبي و شرقي هم‌چنان برپاي‌اند و برج گوشه شرقي آن سالم‌تر است. دروازه و تنها راه ورود به قلعه در انتهاي ضلع شمال شرقي قرار دارد. مدخل راه منتهي به دروازه، از پاي برج شرقي است و چند متر پايين‌تر از آن واقع شده است.
 
در اين محل، تونلي به موازات ضلع جنوب شرقي قلعه به طول شش متر و عرض دو متر و ارتفاع دو متر در دل‌سنگ‌هاي كوه كنده شده است. با گذشتن از اين تونل، برج جنوبي قلعه و ديوار جنوب غربي آن، كه روي شيب تخته سنگ ساخته شده، نمايان مي‌شود. اين ديوار بر دشت وسيع گازرخان كه در جنوب قلعه قرار دارد، مشرف است؛ به نحوي كه دره الموت رود از آن ديده مي‌شود.
 
در حال حاضر، اهالي محل خرابه‌هاي اين محوطه را ديلمان‌ده، اغوزبن، خرازرو و زهيركلفي مي‌نامند. همچنين در سمت غرب قلعه، قبرستاني قديمي معروف به «اسبه كله چال» وجود دارد كه در بالاي تپه مجاور آن، بقاياي چند كوره آجرپزي نمايان است. در قله كوه هودكان نيز پيه‌سوزهاي سفالين كهن به دست آمده است.
 
قلعه الموت محل مبارزات حسن صباح بوده است. وي يکي از مخالفين خلفاي بغداد و پادشاهان سلسله سلجوقيان بود. حسن صباح با استقرار در الموت طي 35 سال هدايت فرقه اسماعيليه و تبليغ آن به مبارزات خود ادامه مي‌داد. بر همين اساس قلعه الموت علاوه بر شگفتي‌هاي معماري که در ادامه به آن مي‌پردازيم، به لحاظ تاريخي و معنوي نيز جايگاه ويژه‌اي دارد.
 
گفته مي‌شود که حسن صباح در قم و در خانواده شيعي به دنيا آمد. پدرش علي بن محمدبن جعفربن حسين بن محمدبن صباح حميري، عربي از مردم کوفه بود که براي خود نسب يمني ادعا کرد. در پي سفر خانواده صباح از قم به ري رفتند که آنجا مراکز فعاليت اسماعيلي بود. در آنجا مردي به نام "اميره ضراب"؛ حسن را به کيش اسماعيلي کشاند. صباح در سال 469 وي به مدت سه سال در قاهره تعليم يافت، پس از آن به ايران بازگشت و فعاليت خود را با سفر در سراسر ايران آغاز کرد و با رفتن به الموت و گرفتن آن شاخه اسماعيليان نزاري را پايه گزاري کرد.
 
دولت نزاري ايران را حسن صباح و هفت تن جانشينان وي که به خداوندگاران الموت معروفند اداره مي‌کردند. صباح از سال 483 تا زمان مرگ 518 ه.ق به مدت 35 سال در قلعه زيست و به فراخواندن مردم به کيش خود و مبارزه پادشاهان سلجوقي و خلفاي بغداد ادامه داد.
 
مي‌گويند حسن صباح مردي برجسته و شگرف بود. سياستمداري مدير و مدبر، سازمان دهنده‌اي توانمند، متفکر، پارسا و مردي پرهيزکار بوده است. وي را سيد نا "سرور ما" مي‌ناميدند. گويند حسن صباح کتابخانه اي در الموت داشته و دانشمندي بوده است که به دانش‌هاي ستاره‌شناسي و داروسازي گرايش داشته است. حسن صباح تا زمان مرگ به مدت 35 سال در دژ الموت زيست و به مبارزه، مقاومت، آموزش، تبليغ مرام و انديشه خود پرداخت. وي و پيروان فدائي او در سراسر سرزمين‌هاي اسلامي در تاريخ سياسي و نظامي اين مقطع تعيين کننده و تاريخ ساز بوده‌اند.
 
پس از صباح جانشين او "بزرگ کيا اميد" که ازمردم رودبار بود راه وي را تداوم داد و مدت 14 سال حکومت کرد. وي در 532 ه.ق درگذشت و در دوره او تغييراتي در معماري دژ انجام شد و تاسيساتي به آن افزود. پس از وي پسرش "محمد" فرمانرواي الموت شد و تا سال 557 ه.ق حکومت کرد. پس از او "حسن دوم" فرمانروايي الموت را بدست گرفت. وي در رمضان 559 اعلام قيامت کرد و خود را امام خواند. حسن دوم درسال 561 کشته شد. پس از او پسرش "نورالدين محمد" به مدت 44 سال حکومت کرد. گفته مي‌شود او راه پدر را ادامه داد. "محمد دوم" در 607 ه.ق درگذشت و پسرش "حسن سوم" با لقب "جلال الدين" فرمانرواي الموت شد. وي پس از 11 سال حکومت درسال 618 درگذشت و پسر او علاالدين محمد جانشين او شد. وي در سال 653 در شيرکوه الموت کشته شد و پس از او پسرش "رکن الدين خورشاه" که آخرين فرمانرواي الموت است به حکومت رسيد. خورشاه‌ نيز در حمله هولاکوخان به قلعه الموت شکست خورد و به اين ترتيب داستان فرقه اسماعيليه در الموت پايان يافت.
 
دردوران صفوي، دژ حسن صباح به عنوان تبعيدگاه مخالفان سياسي استفاده شده است که درمتون از آن به نام فراموشخانه ياد مي‌شود. در آن زمان روي ويرانه‌هاي دژ  بناهايي ساخته‌اند که مانع شناسايي دقيق معماري آن مي‌شود.
 
تا کنون صدها جلد درباره قلعه الموت و حسن صباح نوشته شده و منابع مفصلي دراين‌باره موجود است. از جمله اين مکتوبات کتاب حمدالله مستوفي است که ساخت اين قلعه را نخستين‌بار در سال 226 ه.ق مي‌داند و معتقد است که به دست "داعي الي الحق حسن بن زيد الباقري" بنا شده است. يکي ديگر از کتاب‌هايي که درباره قلعه نوشته و حتي تصويري از آن را هم نشان مي‌دهد جوامع‌التواريخ است.
 
طبق نقاشي مينياتوري كتاب جوامع التواريخ، دژ الموت احتمالا پلكاني داشته كه اسب  از طريق آن وارد قلعه مي‌شده است. به همين علت در سال 1383 ضلع غربي قلعه مورد كاوش قرار گرفت که طي آن پلكان اصلي ورودي قلعه كشف شد. كشف اين پلكان نشان مي‌دهد كه ياران حسن صباح با اسب وارد قلعه مي‌شدند. به گفته "حميده چوبک"، سرپرست پايگاه پژوهشي الموت و کاوش‌هاي باستان‌شناسي آن حسن صباح براي اين منظور نوعي معماري خاص را در قلعه ايجاد كرده بود كه به وسيله پله‌پله كردن سطح دره، اسب به راحتي از ديواره دژ بالا مي‌آمد.
 
نكته حايز اهميت در كشف اين پلكان آن است كه دو گلوله چدني در كنار اين پلكان و يكي از برج‌ها كشف شده است كه نشان مي‌دهد مهاجمين قصد تخريب پله‌هاي قلعه براي مسدود كردن يكي از راه‌هاي ورودي قلعه را داشته‌اند.
 
در همين کاوش‌ها اصطبل قلعه نيز پيدا شد كه متاخرتر از دوره حسن صباح بوده است. به گفته چوبك، اين مساله نشان مي‌دهد كه در دوره‌هاي صفويه كه اين قلعه زندان بوده است به شدت از آن حفاظت مي‌شده و اسب نيز در قلعه نگهداري مي‌شده است.
 
همچنين ادامه اين کاوش‌ها در قلعه حسن صباح نشان داد که بر خلاف مكتوبات تاريخي كه از اين قلعه در دوره صفوي به عنوان زندان ياد كرده اند، الموت تبعيد گاه شاهزادگان و حاكماني بوده است كه به اين منطقه براي حكومت تبعيد مي شدند تا از حكومت مركزي دور باشند.
 
چوبک دراين‌باره مي‌گويد: «كشف كارگاه آهنگري، نجاري، كاشي كاري‌هاي دوره صفويه كه عموما براي زندان استفاده نمي‌شده است، قليان، تزيينات لباس و فلز به همراه سگك كمربند‌هاي كشف شده نشان از آن دارد كه اشخاص مهمي در دوره صفوي، در اين دژ زندگي مي كردند.»
 
از جمله كشفياتي كه نشان از حضور اشخاص مهم در اين دژ داشته است، مي‌توان به كشف مقادير بسيار زيادي از تكه سفال‌هاي چيني اشاره كرد كه در آن زمان تنها بزرگان و شاهزادگان از اين ظروف استفاده مي‌كردند.
 
اما مهمترين بخش کاوش‌هاي باستان‌شناسي طي سه سال گذشته کشف بقاياي ديوارها، اطاق‌ها و جرزهاي دوره سلجوقي بوده است. با کشف اين بقايا، رازهاي سر به مهري از چگونه‌گي ساخت قلعه و استفاده از آن فاش شد. جالب آن‌که كاوش‌هاي باستاني‌شناسي قلعه تاريخي الموت منجر به كشف قطعات شكسته آجرهاي كتيبه‌دار به خط كوفي شد كه به سردرعالي قلعه مربوط مي شود. اين قطعات شكسته يادآ‌ور شكوه سردر در حدود 900 سال پيش است.
 
چوبک مي‌گويد: «اين سردر آجركاري‌‌هايي داشته است كه بي‌شباهت به آجركاري‌هاي برج‌هاي دوقلو خرقان نيست. كشف كتيبه‌هاي آجري به خط كوفي به ما يادآوري مي‌كند كه اين سردر در زمان گذشته از چه شكوهي برخوردار بوده است.»
 
در پي اين کاوش‌ها بيش از 4 هزار متر از فضاي مسکوني و بخش‌هاي قلعه نمايان شد و هيات کاوش پس از پايان کار مرمت اين فضاها را آغاز کردند. اتاق‌ها، راهروها، ورودي‌ها، فضاهاي پلكاني، و اطاق فرماندهي قلعه از جمله فضاهاي كشف شده بود که توسط پايگاه پژوهشي الموت مورد مرمت قرار گرفت. هرچند هنوز بخش‌هايي از اطاق‌هاي کاوش شده به دليل سختي عبور و مرور هنوز براي گردشگران باز نشده است اما پايگاه پژوهشي الموت همچنان به دنبال راه چاره‌اي براي بازديد عمومي اين بخش‌ها است.
 
يکي ديگر از بخش‌هاي قلعه سردابه آن است که هنگام آواربرداري کشف شد. هدف از اين آواربرداري، برداشتن برخي لايه‌هاي ميان دوره صفويه الموت و دوره اسماعيليه براي حفظ دوره صفوي بوده و از سوي ديگر هيات باستان‌شناسي قصد داشت به صحن دوره اسماعيليه نيز دسترسي پيدا كند که دو سردابه نيز کشف شد.
 
به گفته مدير پايگاه پژوهشي ميراث فرهنگي و گردشگري الموت به نظر مي‌رسد اين سردابه بيشتر به منظور نگهداري آذوقه مورد استفاده قرار مي گرفته و هيات كاوش اثري از بقاياي انساني در اين دو سردابه يافت نكرده‌اند.
 
در هفتمين دوره كاوش‌هاي باستان شناسي قلعه الموت، ستون‌ها و سردر ورودي مسجد يا دارالعماره اين قلعه تاريخي نيز كشف شد. اين سردر كه در دو طرف به صورت قرينه با تزئينات هشت گوش و آجركاري و كاشي‌هاي فيروزه‌اي در وسط قرار دارد، در بخش شمالي اين بنا واقع شده است و مربوط به بخش اصلي مسجد يا دارالعماره دژ حسن صباح با پنج متر پهناي ورودي است.
 
منطقه الموت تنها به قلعه حسن صباح ختم نمي‌شود. ياران اين فرمانده فرقه اسماعيليه، قلعه‌هاي بسياري را در مناطق ديگر اين الموت ساختند تا به اين وسيله قدرت خود را افزايش دهند. چندي پيش مدير پايگاه ميراث فرهنگي الموت، اعلام کرد که در حال حاضر چندين بنا و قلعه تاريخي در محدوده محوطه باستاني الموت قزوين درحال مرمت است.
 
در کنار اين موضوع کاوش در يکي ديگر از قلعه‌هاي حسن صباح که به قلعه لمبستر شهرت دارد نيز آغاز شد. با آغاز نخستين فصل كاوش در اين قلعه تاريخي باستان شناسان به فضاهاي معماري دست يافتند.
 
با كاوش در مساحتي به وسعت 400 متر مربع در بخش شمالي بالاي دژ مجموعه معماري مستقل با برج،‌ بارو و نورگير شامل 10 اطاق مستطيلي مرتبط به هم كشف شد. اين اطاق‌ها فضاهاي زيستي و انباري است و انباري بزرگ به منظور ذخيره‌سازي برنج با پلكاني به سمت داخل و 4 پاخور پلكاني كه در حال حاضر بيش از دو متر ارتفاع آن باقي مانده از جمله اين فضاهاي معماري به شمار مي‌‌رود.
 
شكسته‌هاي سفالينه‌هاي ارزشمند سده‌هاي 5 تا 7 هجري همانند سفالينه‌هاي زرين فام (مينايي) قلم مشكي و نقاشي زير لعاب گونه كاشان سده هفتم هجري كه همزمان با دوره پاياني زيست دژ است، از ديگر يافته‌هاي اين فصل كاوش بود. قطعات كاشي‌هاي لاجوردي و زرين فام نشانگر شكوه دژ در زمان برپايي و درخور جايگاه حكومتي نايب الحكومه و زمستانگاه فرماندهان الموت بوده است.
 
طرح بررسي موسيقي بومي منطقه الموت که از سال گذشته آغاز شده است، تا پايان امسال تمام نمونه‌هاي سازي و آوازي موسيقي اين منطقه نيز جمع آوري و بررسي مي‌شود.
 
گفته مي‌شود تاکنون بيش از 18 ساعت نمونه صوتي از موسيقي روستاهاي مختلف منطقه جمع آوري شده و چندين ساعت نمونه تصويري هم گردآوري شده است.
 
اينکه موسيقي منطقه چه مايه‌ها، چه لحن‌ها و چه ريتم و ضرباهنگي دارد و به چه شکل اجرا مي‌شود، مورد بررسي قرار گرفته است. و در کنار آن اين‌که چه مقدار از اين موسيقي، موسيقي کار است، چه ميزان از آن توسط زنان اجرا مي‌شود، بيشتر کاربرد لالايي دارد يا نه ، براي دختران خوانده مي‌شده يا پسران از مسائلي است که در بررسي ها و طبقه بندي‌ها مورد توجه قرار گرفته است.
 

الموت هنوز هم يکي از بحث‌انگيزترين آثار تاريخي کشور است. اين قلعه سال‌هاست که مورد توجه پژوهشگران و تاريخ نويسان بوده و هنوز هم بسياري از پژوهشگران جديد به دنبال يافته‌هاي تازه و تحليل‌هاي جديدي از اين قلعه و ساکنان تاريخي آن دارند. به نظر مي‌رسد پژوهش در الموت پايان ندارد و همواره بايد در انتظار نظريات جديد علمي و باستان‌شناسي آن بود.

http://www.chn.ir/news/?section=2&id=51232


Print  پشتیبانی مالی (Donation)    Print  تماس با شورای مدیران (Contact us)  

Print  امتیاز (Rate) : Rating



 
 
 
 

 

نام کاربری :

رمز عبور :


جهت عضویت در تارنما اینجا کلیک کنید




 

 
 




 

 

نمایش کلیه مطالب تارنما

 

ارسال یک پیوست