در نهانی‌ترین و پوشیده‌ترین كوه‌های سر به فلك كشیده‌ی فلاتی كه از گذشته‌های دور ایران زمین نامیده شده‌، درّه‌ها و رودهایی در پای ستیغ‌هایی با شكوه آرمیده‌اند كه همواره در تاریخ بی‌كرانه‌ی خویش پناهی امن برای مردمانی بوده كه آرمان‌هایی برای جدا سری از حكومت‌های زورگو و ظالم در سر پرورانده‌اند، این جا دیار آزادگان ‌، دلاوران و جنگجویانی است كه سودای رهایی از یوغ بندگی در دل داشته‌اند. این جا هنوز می‌توان صدای سم ضربه‌ی اسبانی را شنید كه در پس هر پیچ جاده در غبار و مه فرو می‌روند و پژواك تاریخی قدوم سردارانی را كه‌، سر به پای هیچ قدرتی فرو نیاورده‌اند. سوارانی كه از گذشته‌ای بس دور پای به سرزمینی چنین بلند و دست نیافتنی نهادند تا غارها و دژهایی را هم‌چو پایگاه‌هایی استوار بر فراز قله‌هایش پی‌افكنند كه هیچ حاكمی ـ هر چند به نیرو و غرق سلیح ـ توانایی دسترسی بدان را نداشته باشد.
 

 
 
 

W3Counter
 
 

Show web site pages list

 

Send an attachment

 
 
 
 

  Alamot and Roodbar are located on the north east of Qazvin province with climatic diversity which lead to unique and special sort of capabilities in it.Nowadays by regarding province divisions Alamoot and Roodbar are considered as two adjacent regions , while flashing back to the past they were regarded as a unit district nominated Roodbar-e-alamoot and prior to that by the name Roodbar-e-shahrood .The region is now divided into two subregions which constitutes Roodbar-e- shahrestan and Roodbar-e- Alamoot . The territory is bounded from the north side to Dohezar and Sehezar rural district of Tonekabon in Mazandaran province and Eshkavar in Gilan province ,from the south edge to Taleghan and mountains located on the northern part of Qazvin , from the east side to Shirbasham pass in Tonekabon and from the western side to present Deylaman and Amarloo in Gilan .It is located on the slopes of Alborz high mountain ranges on the longitude of 49/55 and 50/44 and latitude of 36/37 and 36/22 .According to the statistics issued in 2001 Alamoot and Roodbar by comprising the total area of 2036 SqKm consists of 261 villages which 52 of them are isolated by now .
 
 
 

صفحه اول »  گاهنامه »  میراث فرهنگی و طبیعی - Cultural & natural heritage » 

 
 

اسماعیلیان‌ الموت‌

اسماعیلیان‌ الموت‌

نگون‌ بختی‌ اسماعیلیان‌ الموت‌ (حشّاشّین‌)! این جا ما بر رمان‌ پلیسی‌ كه‌ به‌ علت‌ فقدان‌ متنهای‌ اصیل‌ مدتهای‌ طولانی‌ بر نام‌ اسماعیلیه‌ و به‌ ویژه‌ خاطره‌ی‌ الموت‌ سایه‌ افكنده‌ بود تأكید نخواهیم‌ كرد. تردیدی‌ نیست‌ كه‌ در این‌ آرتیست‌ بازیها در نخستین‌ وهله‌ مرهون‌ خیال‌ پردازیهای‌ صلیبیان‌ و ماركوپولو بوده‌ است‌ البته‌ در سده‌ی‌ نوزدهم‌ م‌ نیز ادیب‌ و شرق‌شناس‌ اتریشی‌ فن‌ هامر- پورگشتال‌ بدگمانی های‌ ناشی‌ از محافل‌ سری‌ را نثار اسماعیلیان‌ نگون‌بخت‌ كرد. جنایتهایی‌ را به‌ آنان‌ نسبت‌ داد كه‌ در اروپا برخی‌ به‌ فراماسون ها و برخی‌ دیگر به‌ یسوعیان‌ نسبت‌ می‌دادند. حاصل‌ این‌ امر در سال‌ 1818 كتاب‌ Geschichte der Assassinen یا تاریخ‌ آدمكشان‌ بود كه‌ مدتها اثری‌ جدی‌ تلقی‌ می‌شد. از سوی‌ دیگر س‌. دُساسی‌ به‌ سال‌ 1838م‌ در شرح‌ خود به‌ نام‌ Exposإ de la Religion des Druzes یا شرح‌ دیانت‌ دروزیان‌ با علاقه‌ی‌ زیاد بر آن‌ بود تا واژه‌ Assassins آدمكشان‌ را از نظر لغوی‌ از واژه‌ی‌ حشّاشین‌ یعنی‌ كسانی‌ كه‌ حشیش‌ استعمال‌ می‌كنند مشتق‌ بداند. همه‌ی‌ این‌ مسائل‌ ناشی‌ از این‌ تعصب‌ است‌ كه‌ بر حسب‌ معمول‌ می‌خواهند اقلیتهای‌ دینی‌ و فلسفی‌ را به‌ بدترین‌ مفسده‌های‌ اخلاقی‌ متهم‌ كنند. عجیب‌تر اینكه‌ به‌ این‌ ترتیب‌ تاكنون‌ خاورشناسان‌ به‌ همراه‌ سیاسی‌ نویسان‌ علاقه‌مند به‌ مسائل‌ برانگیزنده‌ی‌ احساسات‌ خود را شركای‌ جرم‌ تبلیغات‌ تند ضد اسماعیلی‌ خلافت‌ بغداد قرار داده‌اند! . ادامه...

 

The reformed Ismailism of Alamut

The reformed Ismailism of Alamut

The reformed Ismailism of Alamut I. Periods and sources. There is no need here to speak at any length of the horror story which in the absence of authentic texts eclipsed for so long the name of Ismailism and in particular the memory of Alamut. There is no doubt that responsibility rests in the first place with the imagination of the Crusaders and of Marco Polo. But even in the nineteenth century an Austrian orientalist and man of letters von Hammer Purgstall projected onto the unfortunate Ismailis his obsession with secret societies and suspected them of all the crimes which in Europe are attributed by some to the Freemasons and by others to the Jesuits. The result was the Geschichte der Assassinen 1818 a work which continued to be taken seriously for a long time. In his turn S. de Sacy in his Expose de la religion des Druzes 1838 passionately defended his etymological explanation of the word Assassins by the word hashshashin (those who make use of hashish). All this comes from the usual zeal with which religious or philosophic minorities are accused of the worst moral depravities. More ...

 

ISMAʿILISM

ISMAʿILISM

Ismaʿili historiography has been closely related to the very nature of the Ismaʿili mission or daʿwa and the changing fortunes of the Ismaʿilis during the various phases of their history. The Ismaʿilis were usually persecuted by their numerous enemies necessitating the observance of taqiya by them. The Ismaʿili dāʿis who were at the same time the scholars and authors of their community often operated in hostile territories and were obliged to observe utter secrecy in their activities. These dāʿi-authors were moreover normally trained as theologians and as such they were not interested in compiling annalistic or other types of historical accounts. The general lack of Ismaʿili interest in historiography is well attested by the fact that only a few works of historical nature have been found in the rich corpus of Ismaʿili literature recovered in modern times which comprises mainly of theological works with a substantial number of treatises related to the so-called esoteric or ḥaqāʾeq subjects as well as numerous titles utilizing the methodology of esoteric interpretation (taʾwil) the hallmark of Ismaʿili thought (see Majduʿ Ivanow pp. 17-173 Poonawala pp. 31-297). It should be added however that the religious works of the Ismaʿilis written in Arabic Persian and Indic languages do occasionally shed light on aspects of Ismaʿili history while at the same time they serve themselves as sources for understanding the nature and development of the intellectual and literary traditions of the Ismaʿilis. . More ...

 

اسماعیلیه‌ (بخش یکم) :اسماعیلیان‌ و نخستین‌ تشكلهای‌ فرقه‌ای‌

اسماعیلیه‌ (بخش یکم) :اسماعیلیان‌ و نخستین‌ تشكلهای‌ فرقه‌ای‌

اِسْماعیلیه یكى‌ از فرق‌ شیعه‌ كه‌ در اواسط قرن‌ 2ق‌- 8م‌ پدیدار گشت‌ و سپس‌ به‌ شاخه‌ها و گروههایى‌ چند منقسم‌ شد. اسماعیلیان‌ همچون‌ شیعیان‌ امامى‌ امامت‌ را به‌ نص‌ مى‌دانستند اما در باره سلسله امامان‌ پس‌ از امام‌ صادق‌ (ع‌) با دیگر پیروان‌ آن‌ امام‌ دچار اختلاف‌ گشتند. این‌ فرقه‌ نام‌ خود را از اسماعیل‌ فرزند امام‌ جعفر صادق‌ (ع‌) گرفته‌ است‌. در حال‌ حاضر اسماعیلیان‌ كه‌ عمدتاً به‌ شاخه نزاری‌ این‌ فرقه‌ تعلق‌ دارند در بیش‌ از 25 كشور در قاره‌های‌ آسیا و افریقا و اروپا وآمریكا پراكنده‌اند. . ادامه...

 

اسماعیلیه‌ (بخش دوم) :سلسله امامان‌ نزد اسماعیلیان‌ نخستین‌

اسماعیلیه‌ (بخش دوم) :سلسله امامان‌ نزد اسماعیلیان‌ نخستین‌

سلسله امامان‌ نزد اسماعیلیان‌ نخستین‌: براساس‌ اشارات‌نوبختى‌ (ص‌ 61) و سعد بن‌ عبدالله‌ (ص‌ 83)، و با توجه‌ به‌ اعتقادات‌ بعدی‌ اسماعیلیه‌ به‌ نظر مى‌رسد كه‌ با وفات‌ محمد بن‌ اسماعیل‌ مباركیه‌ به‌ دو شاخه‌ منشعب‌ شده‌اند و تنها گروه‌ بسیار كوچكى‌ تداوم‌ امامت‌ را در اخلاف‌ محمد بن‌ اسماعیل‌ پذیرفتند.. ادامه...

 

اسماعیلیه‌ (بخش سوم) : اندیشه‌های‌ مذهبى‌ و اصول‌ عقاید اسماعیلیان‌ نخستین‌

اسماعیلیه‌ (بخش سوم) : اندیشه‌های‌ مذهبى‌ و اصول‌ عقاید اسماعیلیان‌ نخستین‌

اندیشه‌های‌ مذهبى‌ و اصول‌ عقاید اسماعیلیان‌ نخستین‌: اجزاء نظام‌ فكری‌ و اصول‌ عقاید اسماعیلیان‌ِ نخستین‌ را مى‌توان‌ به‌ طور ناقص‌ از منابع‌ بعدی‌ اسماعیلیه‌ خاصه‌ منابع‌ مربوط به‌ دوره فاطمى‌ و از میان‌ مكتوبات‌ مخالفان‌ آنان‌ استنباط و استخراج‌ كرد. در هر صورت تردید نیست‌كه‌ قالب‌اصلى‌تعالیم‌و تفكرباطنى‌ اسماعیلیه توسط اسماعیلیان‌ نخستین‌ و عمدتاً در نیمه دوم‌ قرن‌ 3ق‌ تدوین‌ یافته‌ بود. اسماعیلیان‌ نخستین‌ بین‌ ظاهر و باطن‌ِ نوشته‌های‌ مقدس‌ و احكام‌ شرعى‌ تمایز قائل‌ مى‌شدند و اعتقاد داشتند كه‌ هر معنای‌ ظاهری‌ و لفظى‌ منعكس‌ كننده یك‌ معنای‌ باطنى‌ و حقیقى‌ است‌. در نتیجه‌ در نظام‌ مذهبى‌ اسماعیلیه معانى‌ ظاهری‌ و باطنى‌ قرآن‌ مجید و شرع‌ مقدس‌ اسلام‌ نیز از یكدیگر كاملاً متمایز بوده‌ است‌. بنابر عقیده اسماعیلیان‌ نخستین‌ ظاهر دین‌ با هر پیامبر شارع‌ كه‌ آورنده شرعى‌ جدید بوده‌ تغییر مى‌كرده‌ ولى‌ باطن‌ دین‌ كه‌ همیشه‌ شامل‌ حقایق‌ ابدی‌ است‌، تغییر ناپذیر مى‌مانده‌ است‌. دسترسى‌ به‌ این‌ حقایق‌ تغییرناپذیر كه‌ در مذاهب‌ و شرایع‌ مختلف‌ یكسان‌ است‌ فقط برای‌ اسماعیلیان‌ (خواص‌) میسر بوده‌ حال‌ آنكه‌ غیر اسماعیلیان‌ (عوام‌) فقط قادر به‌ درك‌ معانى‌ آشكار مذاهب‌ بوده‌اند. ادامه...

 

اسماعیلیه‌ (بخش چهارم) :اسماعیلیان‌ در دوره فاطمى‌ (تا 487ق‌)

اسماعیلیه‌ (بخش چهارم) :اسماعیلیان‌ در دوره فاطمى‌ (تا 487ق‌)

اسماعیلیان‌ در دورهفاطمى‌ (تا 487ق‌) این‌ دوره‌ اسماعیلیان‌ خلافت‌ و دولت‌ مستقل‌ ونیرومندی‌ از خود یافتند و دعوت‌ و تفكر و ادبیات‌ اسماعیلیه‌ را به‌ اوج‌ شكوفایى‌رسانیدند. در همین‌ دوره‌ بود كه‌ داعیان‌ اسماعیلى‌ رساله‌های‌ بسیاری‌ در كلام‌ وفلسفه‌ فقه‌ و دیگر علوم‌ ظاهری‌ و باطنى و علم‌ تأویل‌ تألیف‌ كردند و دعوت‌اسماعیلى‌ را در قلمرو فاطمی انو همچنین‌ در خارج‌ از مرزها تا ماوراء النهر وهندوستان‌ گسترش‌ دادند.. ادامه...

 

اسماعیلیه‌ (بخش پنجم) :تعالیم‌ مذهبى‌ و جهان‌شناسى‌ اسماعیلیان‌ فاطمى‌

اسماعیلیه‌ (بخش پنجم) :تعالیم‌ مذهبى‌ و جهان‌شناسى‌ اسماعیلیان‌ فاطمى‌

تعالیم‌ مذهبى‌ و جهان‌شناسى‌ اسماعیلیان‌ فاطمى‌: اسماعیلیان‌ فاطمى‌ به‌ طور كلى‌ چارچوب‌ تعالیم‌ اعتقادی‌ اسماعیلیان‌ نخستین‌ را حفظ كردند و همانند اسلاف‌ خود بین‌ ظاهر و باطن‌ دین‌ تمایز قائل‌ بودند ولى‌ برخلاف‌ اسماعیلیان‌ نخستین‌ كه‌ تأكید بر باطن‌ و حقایق‌ مكتوم‌ در آن‌ داشتند اسماعیلیان‌ فاطمى‌ ظاهر و باطن‌ را مكمل‌ یكدیگر مى‌دانستند و مراعات‌ تعادل‌ بین‌ آن‌ دو را واجب‌ مى‌شمردند. از این‌رو نزد اسماعیلیان‌ فاطمى‌ دسترسى‌ به‌ «حقیقت‌» بدون‌ «شریعت‌» امكان‌پذیر نبود و حقایق‌ نیز همیشه‌ با شرایع‌ یا ظواهر دین‌ مرتبط بودند . ادامه...

 

اسماعیلیه‌ (بخش ششم) :اسماعیلیه‌ پس‌ از افتراق‌ نزاری‌ - مستعلوی‌

اسماعیلیه‌ (بخش ششم) :اسماعیلیه‌ پس‌ از افتراق‌ نزاری‌ - مستعلوی‌

آغاز افتراقات‌ و پایان‌ خلافت‌ فاطمى‌: پس‌ از مرگ‌ خلیفه‌ مستنصر افضل‌ پسر بدر الجمالى‌ كه‌ در مقام‌ وزارت اقتداری‌ تمام‌ داشت‌ توانست‌ به‌ قصد مستحكم‌ ساختن‌ موقعیت‌ خود و با اعمال‌ نفوذ، نزار فرزند ارشد مستنصر را كه‌ نص‌ امامت‌ و خلافت‌ بر او قرار گرفته‌ بود از حقوق‌ خود محروم‌ كند و در عوض‌ جوان‌ترین‌ برادر او ابوالقاسم‌ احمد را با لقب‌ المستعلى‌ بالله‌ جایگزین‌ وی‌ سازد. افضل‌ به‌ سرعت‌ مقامات‌ عالى‌ رتبه دولت‌ و دعوت‌ فاطمیان‌ را وادار كرد تا با مستعلى‌ بیعت‌ كنند و او را به‌ جانشینى‌ مستنصر بشناسند. این‌ اقدام‌ بى‌سابقه‌ نهضت‌ اسماعیلیه‌ را با بحران‌ شدیدی‌ مواجه‌ ساخت‌ و اسماعیلیان‌ كه‌ تا آن‌ زمان‌ نهضت‌ واحدی‌ را تشكیل‌ مى‌دادند به‌ زودی‌ به‌ دو شاخه اصلى‌ مستعلویه‌ و نزاریه‌ منقسم‌ شدند. در اواخر سال‌ 488ق‌/1095م‌ نزار همراه‌ یكى‌ از پسرانش‌ به‌ دستور مستعلى‌ در زندان‌ به‌ قتل‌ رسید . ادامه...

 

اسماعیلیه‌ (بخش هفتم) : نزاریه‌ در دوره الموت‌

اسماعیلیه‌ (بخش هفتم) : نزاریه‌ در دوره الموت‌

نزاریه‌ در دوره الموت‌: تاریخ‌ متقدم‌ نزاریان‌ از تاریخ‌ حكومت‌ ضد سلجوقى‌ِ الموت‌ به‌ رهبری‌ حسن‌ صباح‌ تفكیك‌ناپذیر است‌. حكومت‌ اسماعیلى‌ در قلعه‌ها كه‌ اندكى‌ پیش‌ از بروز اختلاف‌ نزاری‌ مستعلوی‌ در سلسله‌ جبال‌ البرز شكل‌ گرفته‌ بود بلافاصله‌ پس‌ از این‌ اختلاف مهم‌ترین‌ پایگاه‌ فرقه نزاری‌ گشت‌. این‌ حكومت‌ كه‌ مركزش‌ معمولاً در قلعه مستحكم‌ كوهستانى‌ الموت واقع‌ در نزدیكى‌ طالقان‌ قزوین قرار داشت‌، به‌ نهضت‌ نزاریه‌ قدرت‌ سیاسى‌ مهمى‌ بخشیده‌ بود و عاقبت‌ تنها در مقابل‌ حملات‌ بى‌ امان‌ مغولان‌ منقرض‌ شد. حسن‌ صباح‌ كه‌ در واقع‌ دعوت‌ مستقل‌ نزاریه‌ را بنیان‌ نهاده‌ بود ارتباطات‌ آن‌ دعوت‌ و شخص‌ خود را با قاهره‌ كاملاً قطع‌ كرد. . ادامه...


Total 12  records listed . Showing 1 to 10 of 12
 
 << Previous   |  1  |  2  |   Next >>
 
 
 
 
 

 

نام کاربری :

رمز عبور :


جهت عضویت در تارنما اینجا کلیک کنید




 

 
 




 

 

نمایش کلیه مطالب تارنما

 

ارسال یک پیوست